تبلیغات
نبرد بازى ها - نقد و بررسی The ICO & Shadow of the Colossus Collection
تاریخ : علی رضا
نویسنده : سه شنبه 26 مهر 1390
بخش ژاپنی کمپانی Sony چند تن از با استعدادترین بازیسازان ژاپنی را در اختیار دارد که آثاری مانند ICO و Shadow of the Colossus را خلق کرده اند. فومیتو اوئدا (Fumito Ueda) از جمله بازیسازانی است که آثار او همیشه به عنوان هایی ستایش شده تبدیل شده اند و بازیسازان بزرگی چون دیوید کیج (David Cage) و پیتر مولینیو (Peter Molyneux) را محو خود کرده اند. هر کدام از این دو بازی در زمان خود به یکی از شاهکارهای کنسول PS2 و دنیای بازی های کامپیوتری تبدیل شدند و اکنون که سال ها از زمان عرضه آن ها می گذرد، عرضه  مجموعه ICO & Shadow of the Colossus از سوی Sony آن هم به صورت HD و 3D روی کنسول PS3 باعث شده که بازیکنان قدیمی با انجام این بازی، خاطرات گذشته را مرور کنند و بازیکنان جدید هم با این دو شاهکار آشنا شوند.... در ادامه

 

ICO

سال 2001 یکی از بازی های بسیار موفق کنسول PS2 با نام ICO راهی بازار شد. یک بازی ماجراجویی بسیار زیبا که در آن زمان، همانند آن هرگز ساخته نشده بود. استودیوی بازیسازی Team ICO با ساخت این عنوان نام خود را در بین بازیسازان مطرح کرد و آن زمان بود که فصل جدیدی در بازی های ماجراجویی آغاز شد.

داستان

مسلماً داستان بازی در آن زمان بسیار عالی و منحصر به فرد بوده، چرا که تا آن زمان اینگونه داستان سرایی در بازی های کامپیوتری مرسوم نبوده است. داستان بازی پیرامون پسری به نام ایکو (ICO) است که به دلیل داشتن شاخ روی سرش، نفرین شده تلقی می شود و از این رو جمعی از بزرگان قبیله، او را به معبدی دور افتاده در یک جزیره می برند تا در آنجا قربانی شود، اما این اتفاق قرار نیست پایان زندگی این پسرک باشد. او خودش را از جایی که در آن زندانی شده، نجات می دهد و بعد از کمی گشت و گذار در معبد، با دختری به نام یوردا (Yorda) مواجه می شود که در قفسی محبوس شده است. قهرمان کوچک بازی، دختر را نجات می دهد و از این قسمت به بعد، آن ها سعی می کنند که با همکاری یکدیگر راهی برای فرار از این مکان پیدا کنند. در طول مسیر، یوردا از سوی نیروهایی تاریکی و سایه مانندی مورد حمله قرار می گیرد.

نیروهایی که سعی دارند دخترک را به دورن تاریکی ببرند، اما از آنجایی که نمی توانند روی قهرمان بازی تأثیر بگذارند، از پسرک شجاع شکست می خورند. در طول بازی ایکو نقش یک مدافع را برای یوردا ایفا می کند. بازی به همین صورت ادامه پیدا می کند تا اینکه در زمانی که می توانند از این مکان نفرین شده، فرار کنند با ملکه آنجا مواجه می شوند. ملکه ای که قصد دارد با استفاده از یوردا زندگی خودش را طولانی تر کند، اما قهرمان کوچک بازی تمام تلاشش را به کار می گیرد تا مانع این اتفاق شود. داستان بازی به شکلی بسیار عالی روایت می شود. نوع داستان سرایی بازی بسیار ساده است و بازیکنان خیلی سریع با اتفاقات بازی آشنا می شوند. در طول بازی و به ویژه در صحنه های انتهایی، اتفاقات بسیار زیبایی رخ می دهند که باعث می شوند این بازی به عنوانی بسیار خاطره انگیز و به یاد ماندی تبدیل شود. این اتفاقات کاملاً دور از انتظار و بسیار تأثیرگذار از کار درآمده اند و همین موضوع باعث شده که روند داستانی ساده بازی در خاطره ها ماندگار شود.

گرافیک

همان طور که گفته شد، با یک بازی بازسازی شده روبرو هستیم. پس نباید به آن به عنوان یک بازی نسل حاضر نگاه کرد. شکل و شمایل کلی بازی همانند نسخه PS2 است، اما در این نسخه با وضوع تصویر کاملاً HD و حالت 3D روبرو هستید. سیستم نورپردازی بازی بهبود یافته و در برخی از قسمت ها صحنه های فوق العاده ای را از این نظر شاهد خواهید بود. بالاتر رفتن کیفیت بافت های بازی نیز روی زیباتر شدن این قسمت ها بی تأثیر نبوده و قسمت های خوبی را در بازی به وجود آورده است. بازی از محیط های مختلف و بسیار بزرگی تشکیل شده که هر کدام از آن ها به خوبی بازسازی شده اند و افکت های تازه ای به آن ها اضافه شده اند. به عنوان مثال با حرکت در آب، شاهد افکت های بسیار خوبی خواهید بود.

از دیگر قسمت های جالب توجه بازی، خلق مکان های بسیار بزرگ با Draw to Distanceهای فوق العاده است. دوربین بازی به شما این امکان را می دهد که بتوانید روی هر قسمت Zoom کنید و به مکان های دور و ساختمان هایی که در محیط های بسیار دور قرار گرفته اند، نگاه کنید. این موضوع واقعاً خیره کننده است. طراحی هنری بازی نیز در نوع خودش بسیار عالی از کار درآمده است. طراحی مناظر بسیار زیبا و طراحی بسیار خوب ساختمان ها که با نقش و نگارهای جالبی همراه هستند، بسیار خوب از کار درآمده اند. از طرف دیگر، طراحی دشمنان بازی نیز بسیار جالب است. دشمنانی از جنس سایه و دود که چشم هایی آبی دارند، از قسمت های جالب توجه بازی به شمار می روند. این نوع طراحی دشمن، کاملاً منحصر به این عنوان است.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی یا صداگذاری های زیادی برای این عنوان ساخته نشده، اما همان تعداد کم موسیقی و دیالوگ های بازی در مواقع بسیار بجا و عالی شنیده می شوند. در اکثر صحنه ها تنها صدایی که می شنوید، صدای محیط بازی، وزش باد و... است، اما در مواقعی که با دشمنان مختلف مواجه می شوید، موسیقی حالتی مرموز با ریتمی دلهره آور به خود می گیرد که آن لحظات را بسیار زیبا می کند. دیالوگ هایی که در این عنوان شنیده می شوند، با زبانی ناشناخته بیان شده اند و این موضوع باعث می شود که بازی حالتی بسیار منحصر به فرد داشته باشد. دیالوگ ها گر چه با زبانی ناشناخته روایت می شوند، اما بسیار عالی بیان می شوند و احساس در آن ها به خوبی موج می زند. به همین دلیل  خواندن زیر نویس های بازی تنها راه درک داستان بازی است. موسیقی در قسمت های مختلف حالتی بسیار جالب را به بازیکنان منتقل خواهد کرد. به طور مثال موسیقی پایانی بازی یکی از زیباترین موسیقی هایی است که ممکن است در یک بازی کامپیوتری آن را بشنوید.

گیم پلی

این بازی یک گیم پلی کاملاً زیبا را پیش روی بازیکنان قرار می دهد. همکاری دو شخصیت اصلی بازی بسیار خوب و دیدنی از کار درآمده و این موضوع زمانی بیشتر جلب توجه می کند که می فهمید این سیستم گیم پلی نزدیک به 10 سال پیش خلق شده است. همکاری بسیار خوبی را از شخصیت های بازی شاهد خواهید بود. قهرمان بازی واقعاً نقش یک قهرمان و مدافع را برای یوردا ایفا می کند و با توجه به سن و سال او، این قسمت خیلی خوب از کار درآمده است. این موضوع آنقدر خوب طراحی شده که اشخاصی مانند پیتر مولینیو همیشه سعی کرده اند چنین حالتی را در بازی هایشان به وجود بیاورند. البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که مولینیو خودش از طرفداران سرسخت این بازی به حساب می آید! همان طور که گفته شد، بازی به شکلی است که همیشه باید از یوردا دفاع کنید. به همین دلیل می توانید هم دست او را بگیرید و به جاهای مختلف بروید و هم با صدا کردن، او را به سمت خود بکشانید.

در طول بازی همیشه باید در نزدیکی یوردا باشید، چرا که نیروهای تاریکی همیشه به او حمله می کنند. از طرف دیگر، چون یوردا یک دختر ضعیف است، باید مسیر را برای او باز کنید و راه هایی را به وجود بیاورید که او بتواند از آن ها عبور کند. درست کردن مسیرهای جدیدی که یوردا بتواند از آن عبور کند نیز یکی از چالش های بازی به حساب می آید. سیستم پلتفرمر بازی خیلی خوب از کار درآمده و شخصیت بازی همیشه کارهای بسیار زیادی را انجام می دهد. سیستم مبارزهای بازی خیلی ساده هستند و شاید این موضوع یکی از معدود مشکلات بازی باشد. در ابتدا با چوب مبارزه خواهید کرد و رفته رفته یک شمشیر یا یک گرز هم بدست می آورید. سلاح های جدید، قدرت بیشتری دارند و در مبارزه ها می توانند دشمنان را سریعتر از بین ببرند. اما شکل مبارزه ها با هر کدام از این سلاح ها به یک صورت است و تفاوتی با هم ندارند. از دیگر مشکلات بازی افت فریمی است که در قسمت های مختلف بازی با آن مواجه خواهید شد.

نتیجه گیری

بازی ICO یکی از عنوان هایی است که هر بازیکنی باید آن را بازی کند تا دید جدیدی به دنیای بازی های کامپیوتری پیدا کند. این بازی در اوج سادگی یک جادوی بی نظیر دارد که می تواند هر بازیکنی را محو خودش کند.

 

Shadow of  the Colossus

بازی Shadow of the Colossus نیز یکی دیگر از بازی های بی نظیر استودیوی بازیسازی Team ICO است که در سال 2005 راهی بازار شد. عنوانی که با انتشار آن Sony لقب تیم جام جهانی به آن ها داد و دلیل آن هم این بود که بازی بعدی این استودیو در فاصله ای چهار ساله از عنوان اول راهی بازار شد. SotC از آن بازی هایی است که برای اولین بار می شد در آن مبارزه با هیولاهایی غول پیکر را مشاهده کرد. به همین دلیل، این بازی بسیار با استقبال روبرو شد. این عنوان علاوه بر داشتن قسمت هایی که با Bossهای بسیار بزرگ مبارزه می کنید، قسمت های فوق العاده بسیاری دارد.

داستان

این بازی نیز همانند ICO دارای داستانی ساده و در عین حال بسیار هیجان انگیز است. بازی از این قرار است که جنگجویی نوجوان به نام وندر (Wander) قصد دارد جان دختری به نام مونو (Mono) را نجات دهد. این دختر از نظر بزرگان قبیله، نفرین شده است، بنابراین آن ها او را قربانی می کنند. به همین دلیل وندر که عاشق مونو است، او را به صورت مخفیانه از قبیله ای که در آنجا زندگی می کرد، خارج می کند و پا به سرزمینی به نام  Peninsula یا سرزمین ممنوعه می گذارد. شایعات حاکی از آن هستند که اگر انسان مرده ای را به این مکان که در حقیقت پایان دنیا محسوب می شود، ببرند، روح او به بدنش بازمی گردد و دوباره زنده می شود. با ورود وندر به عبادتگاهی که در این سرزمین قرار گرفته، سایه هایی پدیدار می شوند که قصد حمله به او را دارند، اما او با شمشیر افسانه ای که در اختیار دارد، با یک حرکت، آن ها را از بین می برد.

در این لحظه صدای موجودی به نام دورمین (Dormin) شنیده می شود. وندر قصدش را از ورود به این سرزمین بیان می کند، اما دورمین به او می گوید که این سرزمین به دلیل حضور 16 هیولای مختلف قدرت زندگی بخشیدنش را از دست داده و وندر تنها با از بین بردن آن ها می تواند این قدرت را دوباره به این سرزمین بازگرداند. وندر همراه با اسب با وفایش آگرو (Agro) پا در مسیری بسیار خطرناک می گذارد و سعی می کند با از بین بردن این هیولاها زندگی را به عشقش مونو بازگرداند. وندر با کشتن هر کدام از این هیولاها یک قدم به هدفش نزدیک تر می شود، اما بازی رفته رفته قسمت های دیگری را روایت می کند که بازیکنان با دیدن آن ها بسیار هیجان زده خواهند شد. داستان بازی از بخش های فوق العاده این عنوان به حساب می آید. فومیتو اوئدا در این بازی کاری کرده که یک اسب را همچون شخصیت اصلی بازی دوست بدارید و در ارتباط میان قهرمان بازی و اسبش غرق شوید. یکی از نکات منحصر به فرد این عنوان دقیقاً همین قسمت است و در بخشی از بازی صحنه ای را مشاهده می کنید که بسیار تأثیرگذار است.

گرافیک

در Shadow of the Colossus هنوز هم می توان یک گرافیک شگفت انگیز را مشاهده کرد. بازی دارای سرزمین بسیار بزرگی است که از قسمت های متنوعی (از جنگل ها و کوهستان ها گرفته تا دره ها، دشت ها و دریاچه های مختلف) تشکیل شده است. همه این قسمت ها در این عنوان بسیار شگفت انگیز طراحی شده اند. در هر کدام از این قسمت ها یک نوع منظره و جلوه های بصری را مشاهده می کنید. با توجه به اینکه بازی برای یک کنسول نسل قبل ساخته شده، محیط بازی از جزئیات بسیار خوبی برخوردار است. در این عنوان باز هم شاهد Draw to Distanceهای شاهکاری خواهید بود. می توانید با قرار گرفتن روی بلندی ها به مناظر پیش رو نگاه کنید و از آن ها لذت ببرید. طراحی اساطیری بازی نیز از دیگر قسمت های جالب توجه آن است.

مکان هایی کاملاً باستانی و زیبا باعث شده که بازی دارای فضای بسیار جالبی شود که نمی توان آن را در بازی های دیگر پیدا کرد. طراحی هنری این عنوان همانند بازی ICO بسیار خوب است. طراحی شخصیت اصلی، هیولاهای بسیار بزرگ بازی و سرزمین ممنوعه واقعاً عالی از کار درآمده است. طراحی هیولاهای این بازی شگفت انگیز است. تنوع آن ها بسیار جالب توجه است و محیط های مختلفی که این هیولاها در آن ها قرار دارند هم بسیار منحصر به فرد هستند. همه نوع هیولایی برای این بازی طراحی شده که هر کدام از آن ها واقعاً فک را به زمین می چسبانند! اکثر هیولاهای بازی بسیار پشمالو طراحی شده اند و زیبایی این قسمت زمانی مشخص می شود که شخصیت اصلی بازی روی آن ها سوار می شود! آنقدر این هیولاها عالی از کار درآمده اند که فکر اینکه این عنوان یک بازی نسل قبل بوده، برای شما غیر قابل باور می شود.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی شاهکار این بازی خاطره انگیزترین مورد آن به حساب می آید. به واقع آقای کا اوتانی (Kow Otani) اثری بی نظیر و هماهنگ با حس و حال حاکم بر این بازی را خلق کرده است. موسیقی های حماسی بازی فضایی فوق العاده را در SotC خلق کرده اند. زمانی که به مکان حضور یک هیولا نزدیک می شوید، تمی مرموز و توأم با اخطار پخش می شود. وقتی هیولا خود را نشان می دهد، تمی دلهره آور و هیجانی را می شنوید که خطر حاضر در صحنه را روایت می کند و زمانی که از روی هر کدام از هیولاهای بازی بالا می روید، موسیقی لحنی حماسی و پیروزمندانه به خود می گیرد و به شما احساس چیرگی بر هیولا را کاملاً منتقل می کند.

سایر موسیقی های بازی نیز دقیقاً همین احساس را به شما منتقل خواهند کرد و این موضوع را یادآوری می کنند که Shadow of the Colossus دارای موسیقی هایی جادویی است. صداگذاری روی شخصیت های بازی نیز بسیار خوب صورت گرفته است. دیالوگ ها بسیار خوب هستند و روند داستانی به خوبی در این قسمت روایت می شود. شاید در طول بازی شخصیت اصلی با اسبش صحبت نکند، اما رفتار آن ها به صورتی است که گویی با هم صحبت می کنند. همین موضوع باعث می شود که ارتباط خوبی با این دو برقرار کنید.

گیم پلی

یک گیم پلی فوق العاده و نفس گیر چیزی است که در این عنوان شاهد خواهید بود. این بازی ترکیب خوبی از حالت ماجراجویی و اکشن را پیش روی شما قرار می دهد. قسمت های ماجراجویی شامل آن بخش هایی می شوند که به وسیله شمشیر ویژه خود و با کمک نور خورشید، مکان استقرار هیولاها را پیدا می کنید و به سمت آن ها می ورید و قسمت های اکشن شامل بخش هایی می شوند که باید با هیولا مبارزه کنید و راهی برای غلبه بر او پیدا کنید. مبارزه با هیولاها به این صورت است که هر کدام از آن ها دارای نقطه ضعفی هستند که به وسیله شمشیر قهرمان بازی مشخص می شود.

کافی است شمشیر را به سمت هیولا بگیرید و با حرکت دادن آن، محل مورد نظر را پیدا کنید. پس از این کار، باید از روی هیولا بالا بروید! این کار یکی از عالی ترین قسمت های بازی است. برای اینکه بتوانید از هر هیولا بالا بروید، باید به خوبی او را نگاه کنید و قسمت هایی که احتمال دارد شخصیت اصلی بتواند از آن ها بالا برود را پیدا کنید. سپس باید کاری کنید که هیولا به روی زمین بیفتد یا خم شود تا شما بتوانید به قسمتی از بدن او آویزان شوید. پس از آن هم باید روی هیولا حرکت کنید تا به قسمت مشخص شده برسید. در این لحظه باید ضربه های قدرتمندی را به هیولا وارد کنید تا بتوانید او را از بین ببرید.

البته این موضوع را هم باید در نظر بگیرید که وندر یک انسان کاملاً معمولی است و در مواجهه با اتفاقات، خیلی واقعی از خود عکس العمل نشان می دهد. مثلاً برای او درجه قدرت و توان بدنی طراحی شده که به خاطر فعالیت های مختلف مثل آویزان ماندن از یک سطح یا تکان خوردن های سهمگین هیولاها دچار خستگی می شود. باید به این موضوع هم اشاره کرد که هر هیولا ممکن است دارای چند نقطه ضعف باشد که برای از بین بردن او باید تمام آن نقاط را از بین ببرید. مبارزه با هیولا ها بسیار متفاوت است و با توجه به محیطی که در آن مبارزه می کنید، تغییر می کند.

گاهی ممکن است با هیولایی مبارزه کنید که پرواز می کند و گاهی ممکن است با هیولایی مبارزه کنید که در آب قرار دارد. روند مبارزه ها بسیار متنوع و جالب هستند و به همین دلیل از بین بردن آن ها واقعا هیجان انگیز است. کنترل اسب در این بازی از دیگر نکات باورنکردنی در بازیسازی آن زمان است. حتماً همه شما به خوبی می دانید که Red Dead Redemption خارق العاده ترین طراحی اسب را در این نسل داشت، اما کسانی که Shadow of the Colossus را تجربه کرده بودند، چندان از این موضوع شگفت زده نشدند، چون نظیر آن را در این شاهکار دیده بودند. به جرأت می توان گفت که Team ICO در طراحی اسب از تکنولوژی Motion Capture در آن زمان استفاده کرده بود. آگرو به قدری زنده و با احساس است که قوی ترین ارتباط را با او برقرار خواهید کرد و دقیقاً می توانید با او همانند یک اسب واقعی رفتار کنید و او را بتازانید.

نتیجه گیری

Shadow of the Colossus از جمله بازی هایی است که شما را به شدت جذب خودش می کند. مبارزه هایی بسیار نفس گیر و هیجان انگیز یکی از نقاط قوت این عنوان به حساب می آیند. حتی اکنون که بازی هایی مانند God of war III و Castlevania: Lords of Shadow راهی بازار شده اند، این بازی یک حس تازه و یک تجربه فوق العاده را به همراه دارد.

 

مجموعه ICO & Shadow of the Colossus را به همه بازیکنان پیشنهاد می کنم، چه آن هایی که PS3 دارند و چه آن هایی که ندارند! همان طور که گفته شد، این دو عنوان، هم یک تجربه فوق العاده را به شما انتقال می دهند و هم نمایی دیگر از یک بازی کامپیوتری را برای شما به نمایش درمی آورند. این دو عنوان سرشار از المان هایی هستند که امروزه در کمتر بازی ای مشاهده می شوند.


منبع




موضوعات مرتبط: نقد و معرفی بازی ها ,
برچسب‌ها: نقد , و , بررسی , The ICO , & , Shadow of the Colossus Collection ,
آخرین مطالب