تبلیغات
نبرد بازى ها - نقد و بررسی بازی Uncharted 3: Drake's Deception
تاریخ : علی رضا
نویسنده : سه شنبه 10 آبان 1390


نقد و بررسی در ادامه مطلب

رازهای زیادی در دنیا وجود دارند که هنوز کسی نتوانسته از آن ها سر دربیاورد. مکان های مختلفی هستند که تا کنون هیچ انسانی به آنجا پا نگذاشته و گنجینه های مختلفی از تمدن های کهن بجا مانده که تنها زمزه هایی از آن ها باقی مانده است. تا به حال فکر کرده اید اگر یکی از این  داستان ها که درباره شهرها و تمدن های کهن و از بین رفته اند، صحت داشته باشد و کوهی از طلا در انتظار کسی باشد که آن را کشف می کند، چه اتفاقاتی رخ می دهد؟ جواب آن اصلاً دشوار نیست. نزدیک به 30 سال پیش استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) کارگردان نام آشنای هالیوود با ساختن سری فیلم های Indiana Jones نمایی از این اتفاق را به نمایش گذاشت. گروهی از انسان های شرور برای بدست آوردن ثروت و قدرت های پنهانی، دست به هر کاری می زنند! بدون شک، تولید این سری از فیلم ها تأثیر بسزایی در دنیای بازی های کامپیوتری گذاشت و بازیسازان زیادی سعی کردند بازی ای مانند این فیلم ها را راهی بازار کنند.

سری بازی های Tomb Raider با همین انگیزه ساخته شدند. حتی عنوان های مختلفی نیز از روی فیلم های Indiana Jones ساخته شدند که در سبک خودشان بازی های خوبی بودند، اما از سال 2007 سری بازی های Uncharted دنباله روی راهی شدند که Tomb Raider آن را در بازی های کامپیوتری آغاز کرده بود. از آن سال تا کنون، با عرضه هر نسخه از این سری، دنیای بازی ها با تحولی عظیم مواجه شده و بازیکنان با هیجانی تازه روبرو شدند. نسخه دوم این سری از بازی ها، تمام اهالی صنعت گیم را محو خود کرد. بازی ای که از تمام جهات یک سر و گردن از سایر عنوان های روز جلوتر بود. حال در سال 2011 که بازی های بزرگ و بسیار خوبی در آن عرضه شده، Uncharted 3: Drake’s Deception آمده تا خودنمایی کند.

داستان

"رویای تمام مردان، اما نه تمامشان. آن هایی که در رویای شبانه خود، در نفس های خاک گرفته ذهنشان در روز بیدا هستند و به دنبال غرور می گردند. اما کسانی که رویای روز را می بینند، مردانی خطرناک هستند. آن ها در رویایشان با چشمان باز رفتاری از خود نشان می دهند تا آن را به واقعیت تبدیل کنند." بازی با این جمله که از لارنس عربستان (Lawrence of Arabia) است آغاز می شود! نکته جالب درباره سری بازی های Uncharted  این است که داستان آن ها ترکیبی از واقعیت و تخیل بوده است. داستان این بازی پیرامون شهر ارم است که روزگاری قوم عاد در آن زندگی می کردند. شهری که به سرزمین ستون ها و یا آتلانتیس شن ها نیز معروف است.

در قرآن و در متون تاریخی مختلف به این موضوع اشاره شده که این شهر به وسیله خشم خداوند نابود شده و تمام آن سرزمین با شکوه با خاک یکسان شده است. دوباره نیتن دریک (Nathan Drake) و ویکتور سالیوان (Victor Sullivan) برای پی بردن به راز این شهر و محل دفن آن در صحرای رب الخالی (Rub' al Khali) ماجرای تازه ای را شروع می کنند. بازی از جایی شروع می شود که نیتن به همراه سالیوان به قراری می روند که در آن نیتن قصد فروختن حلقه آبا و اجدادی اش را به فردی به نام تالبوت (Talbot) دارد. حلقه ای که طرفداران این سری از بازی ها به خوبی با آن آشنا هستند، اما ماجرا به همین سادگی ها نیست.

تالبوت در انجام معامله حقه بازی می کند و کار با درگیری به پایان می رسد، اما در حالیکه شخصیت های بازی فکر می کنند که همه چیز به پایان رسیده، با زنی به نام کاترین مارلو (Katherine Marlowe) آشنا می شود. مارلو فردی است که تالبوت برای او کار می کند و خریدار اصلی حلقه اسرار آمیز بازی است. در همان صحنه های آغازین بازی، اتفاقات زیادی رخ می دهند که شما را جذب بازی می کنند. قسمت های مختلفی در داستان بازی طراحی شده اند که بسیار هیجان انگیز هستند، اما یکی از آن ها از همه جالب تر است. حتماً از خودتان پرسیده اید که سالیوان و نیتن چگونه با هم آشنا شده اند! بازی پس از مرحله اول به این سوال پاسخ می دهد.

آشنایی این دو به زمانی برمی گردد که سالیوان مردی تقریباً سی و چند ساله و نیتن پسر بچه ای پانزده یا شانزده ساله است! شروع آشنایی این دو شخصیت ارتباط مستقیمی با اتفاقات این بازی دارد و سازندگان شکل خوبی را برای به نمایش درآوردن زمان آشنایی آن ها انتخاب کرده اند. بازی دوباره اطلاعاتی از سفرهای جد نیتن، فرانسیس دریک (Sir Francis Drake) را به بازیکنان می دهد. اطلاعاتی که حاکی از سفر او برای پیدا کردن شهر ارم است. از طرف دیگر، داستان سفر شخصیت دیگری را نیز در بازی روایت می کند. حتماً با نام توماس ادوارد لارنس (Thomas Edward Lawrence) یا لارنس عربستان آشنایی دارید.

یک نظامی انگلیسی که در سال 1922 برای پیدا کردن شهر ارم راهی عربستان می شود! بازی ماجراهای لارنس را نیز به بخش مهمی از روایت داستان تبدیل کرده و کاری کرده که سفر شخصیت های بازی برای پیدا کردن این شهر، رنگ و بویی واقعی تر به خودش بگیرد. روند داستانی بازی در مقایسه با Uncharted 2 تغییر چندانی نکرده است. باز هم شاهد اتفاقات مختلف، مکان های متفاوت و لحظاتی هستید که در آن ها دوستی و صمیمیت شخصیت های بازی بیش از پیش آشکار می شود.

شخصیت های آشنای نسخه های قبلی از جمله ایلنا (Elena) و کلوئی (Chloe) نیز در این بازی حضور دارند و در قسمت های مختلف دیده می شوند. نکته جالب اینجاست که در این نسخه به شخصیت های نیتن و ایلنا توجه بیشتری شده و رابطه آن ها شکل احساسی بیشتری به خودش گرفته است. همچنین زوایای جدیدی از دوستی نیتن با سالیوان در بازی به نمایش درمی آید که بسیار جالب هستند. داستان بازی دقیقاً یک ماجرای هیجان انگیز بسیار زیبا را روایت می کند و باید گفت که خانم امی هنیگ (Amy Hennig) به خوبی از پس آن برآمده است.

گرافیک

اکنون که 2 سال از ساخت Uncharted 2: Among Thieves می گذرد، هنوز هم می توان آن بازی را از نظر گرافیک در سطح بسیار خوبی دانست. حال Uncharted 3 آمده و نه تنها از نظر گرافیک نسخه قبلی خودش را مقلوب کرده، بلکه باز هم نمی توان عنوانی را در بازار یافت که گرافیکی بهتر از این عنوان داشته باشد. در نسخه سوم سری بازی های Uncharted با گرافیکی بسیار چشم نواز و خیرکننده مواجه خواهید شد. همه چیز در این قسمت به شکل باور نکردنی ای عالی از کار درآمده و جای هیچ سوالی را باقی نمی گذارد. طراحی شخصیت های بازی واقعاً عالی است. جزئیات به خوبی در شکل ظاهری آن ها دیده می شوند.

طراحی صورت آن ها نیز بسیار فوق العاده است و انیمیشن هایی که برای صورت آن ها طراحی شده، خیره کننده هستند. همین موضوع باعث شده تا با واکنش های بسیار خوبی از سوی شخصیت های بازی مواجه شوید. درست است که از تکنیک MotionScan برای طراحی صورت شخصیت ها استفاده نشده، اما باز هم عالی به نظر می رسند. انیمیشن های بی نظیر شخصیت ها، باعث شده که آن ها بسیار خوب در بازی حرکت کنند و همانند یک انسان واقعی از خود عکس العمل نشان دهند. در کنار این موضوع نیز باید به کیفت بالای بافت های بازی اشاره کرد. بازی تمام زیبایی خودش را مدیون بافت های بسیار با کیفیت و با جزئیاتی است که در بازی به کار رفته است. جزئیات بسیار خوبی در بافت های بازی به کار رفته است.

به خوبی می توان ترک روی دیوار، خشکی زمین های بیابانی و سایر موارد را در بازی مشاهده کرد. توجه به ریزه کاری ها در این بازی باور نکردنی است. به قسمت های بسیار زیادی توجه شده است. همین موضوع باعث شده که نتوان قسمتی را در بازی دید که سرسری رها شده باشد. برای طراحی محیط از اشیاء زیادی استفاده شده است. این موضوع را می توان در مراحلی که در شهرهای مختلف در جریان هستند، مشاهده کنید. طراحی هنری بازی نیز بسیار عالی است. مکان های تاریخی و ساختمان های مختلف از نقش و نگارهای فوق العاده زیبایی برخوردار هستند. این موضوع در پایان بازی که وارد شهر ارم می شوید، بیش از پیش خودنمایی می کند.

در لحظه ورود به شهر ارم، اولین چیزی که نظر شما را به خودش جلب می کند، زیبایی مثال زدنی آن است. همه چیز در این بازی در مقایسه با نسخه های قبل پیشرفت داشته است. از افکت آتش گرفته که در این نسخه بسیار عالی از کار درآمده تا افکت آب و طراحی اقیانوس طوفانی ای که نفس را در سینه حبس می کند، اما یکی از قسمت های جدید بازی، طراحی محیط های بیابانی و تکنیک طراحی شن است. شاید نتوان بیابانی به این زیبایی را در بازی ای دید. Naughty Dog در Uncharted 3 با طراحی بیابان کاری کرده که شما با دیدن آن شگفت زده خواهید شد. شن های روانی که با قدم های شما حرکت می کنند و باد آن ها را حرکت می دهد، هر بازیکنی را جادو می کند.

تأثیر شن روی شخصیت اصلی بازی نیز در نوع خودش بسیار شگفت انگیز است. تنوع مراحل بازی باعث شده که در قسمت های مختلف، شاهد جلوه های تازه ای از تکنیک های گرافیکی این بازی باشیم. محیط های جنگلی، دریایی، بیابانی و شهری ای که در این بازی مشاهده می کنید، حاکی از تنوع مراحل و تنوع فضایی است که در آن قرار می گیرد. نورپردازی در این بازی واقعاً خیره کننده است. در واقع نورپردازی یکی از المان هایی است که باعث شده محیط ها بسیار درخشان و دلربا به نظر برسند. سایه های بسیار خوب، هاله های نوری که از لابه لای شاخه درختان دیده می شوند و... بسیار عالی در بازی دیده می شوند. فیزیک بازی به مدد موتور Havok بسیار عالی از کار درآمده است. تخریب پذیری های نفس گیری را در طول بازی شاهد خواهید بود که بسیار هیجان انگیز هستند. در بسیاری از مواقع با تخریب قسمت های مختلف، برای خود مسیر جدیدی را در بازی به وجود می آورید. فرو ریختن ساختمان های مختلف و تخریب های لحظه ای، هیجان بالایی را در بازی به وجود آورده است.

موسیقی/صداگذاری

موسیقی های این بازی همان حال و هوای نسخه های گذشته را حفظ کرده و شکلی زیباتر به خود گرفته اند. موسیقی ها به خوبی حس ماجراجویی را در بازیکنان به وجود می آورند. از همان ابتدا که موسیقی معروف این سری از بازی ها را می شنوید، باید خودتان را برای یک ماجراجویی بزرگ آماده کنید. موسیقی های ارکسترال و بسیار زیبای بازی توسط آقای گرگ ادمونسون (Greg Edmonson) ساخته شده که کار آهنگسازی تمام نسخه های Uncharted را انجام داده و نامزد دریافت جایزه های متعددی شده و جوایز مختلفی را هم با ساخت موسیقی های این عنوان بدست آورده است.

موسیقی کاملاً بر فضای بازی حکمفرما است و خود را به عضوی جدایی ناپذیر از بازی تبدیل کرده است. موسیقی بازی به صورتی است که با گوش دادن به آن می توانید بفهمید که اکنون بازی با چه روندی پیش می رود. در زمان هایی که مشغول ماجراجویی و حل معماهای بازی هستید، یا موسیقی ای پخش نمی شود و یا نوایی آرام را می شنوید. در زمان هایی که باید به شکل مخفی-کاری مراحل را سپری کنید، موسیقی ریتمی دلهره آور همراه با هیجان را به همراه دارد و هنگام مبارزه ها نیز موسیقی ریتم سریع و فوق العاده هیجان انگیزی را پیش روی بازیکنان قرار می دهد. تنوع موسیقی های بازی نیز واقعاً عالی است و همین موضوع باعث شده که در قسمت های جدید، موسیقی های جدیدی را بشنوید. صدای محیط نیز واقعاً خوب کار شده است.

طنین صدای شخصیت های بازی در محیط، صدای مردم معمولی با لهجه های مختلف، صدای انفجارها و تخریب ها بسیار خوب در بازی شنیده می شوند و باعث شده اند که بازیکنان به خوبی در فضای بازی قرار بگیرند. سری بازی های Uncharted همیشه از صداگذاری بسیار خوبی روی شخصیت های بازی برخوردار بوده اند و این نسخه نیز همانند بازی های گذشته در این قسمت واقعاً عالی کار کرده است. اکثر دیالوگ هایی که در بازی می شنوید در زمان ضبط حرکات بازیگران روی صحنه، تهیه شده اند. ضبط صدا در صحنه باعث شده که هماهنگی خوبی بین صدای شخصیت های بازی و حرکات آن ها برقرار شود.

تنوع دیالوگ ها و نحوه بیان آن ها بسیار خوب است. طنز خوبی را در دیالوگ های بازی شاهد خواهید بود که صداگذاری خوب نولان نورث (Nolan North) و ریچارد مک گانگل (Richard McGonagle) آن ها را بسیار عالی تر کرده است. تنوع شخصیت های بازی باعث شده که صداگذاران مختلفی نیز در این بازی به صداپیشگی مشغول باشند. در کنار نورث و مک گانگال صداگذاران دیگری مانند امیلی رز (Emily Rose) در نقش ایلنا، روزالیند آیرس (Rosalind Ayres) در نقش کاترین مارلو، کلادیا بلک (Claudia Black) در نقش کلوئی، رابین آتکین دونز (Robin Atkin Downes) در نقش تالبوت و تی جی رامینی (T.J. Ramini) در نقش سلیم (Salim) به صداپیشگی پرداخته اند.

گیم پلی

همانند نسخه های گذشته، Drake’s Deception ترکیب خوبی از قسمت های پلتفرمر، اکشن و معمایی را پیش روی بازیکنان قرار می دهد. گیم پلی بازی تفاوت چندانی با نسخه های قبلی نکرده و به همان صورت بازیکنان را درگیر اتفاقات بازی می کند. روایت بسیار خوب بازی باعث می شود که از همان ابتدا در جریان بازی قرار بگیرید و صحنه های پردازی های بسیار خوب، شما خود را برای قسمت های پیش رو آماده می کنند. اولین هیجانی که در بازی با آن مواجه خواهید شد، حضور در یک دعوای بزرگ و مبارزه تن به تن است. انیمیشن های بسیار خوبی که برای شخصیت های بازی طراحی شده، مبارزه ها را بسیار عالی به نمایش می گذارند.

حرکات بسیار نرم و ضربه های مختلف، این بخش را بسیار جذاب کرده است. از طرف دیگر، همچنان صحنه های Quick Time Event در بازی قرار دارند که هیجان مبارزه ها را چندین برابر کرده اند. درست انجام دادن این قسمت باعث می شود که در مبارزه ها آسیب های بیشتری به دشمن وارد کنید و از دست دادن آن ها باعث می شود که آسیب های جدی ای ببینید. این موضوع در درجه های سختی بالاتر، بسیار مشخص می شود. ضربه ها به خوبی اجرا می شوند و حتی این امکان فراهم شده که در برخی موارد از اشیاء واقع در محیط نیز برای از بین بردن دشمنان استفاده کنید. به طور مثال، می توانید دشمن را به سمت میز ببرید و یک بطری به سر او بکوبید.

می توانید به شکلی بسیار سریع و بی وقفه حریفان را با استفاده از ضربه های مشت از بین ببرید. البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که این کار را نمی توان در تمام قسمت های بازی انجام داد، چرا که همه دشمنان دارای سلاح گرم هستند و به راحتی می توانند از راه دور دخل شما را بیاورند. در کنار این مسئله، قسمت های اکشن بازی که بیشتر شامل تیراندازی می شوند، قرار دارد. قسمت های اکشن بازی همانند دیگر بازی های سوم-شخص می مانند و پنهان شدن پشت اجسام مختلف نقش مهمی در زنده ماندن شخصیت بازی دارد. استفاده مناسب از جان پناه ها باعث می شود که راحت تر بتوانید دشمنان را از بین ببرید.

باید به این موضوع توجه کنید که در برخی موارد نمی توان سر را پایین انداخت و به میان نیروهای دشمن رفت و تمام آن ها را از بین برد. البته در برخی قسمت ها، بازی این امکان را به شما می دهد که به صورت مخفی عمل کنید. در این صحنه ها، باید دشمنان را بسیار بی سر و صدا از بین ببرید. اشتباه کردن در اینگونه موارد، باعث می شود که بازی به حالت اکشن بازگردد. تغییر حالت بازی از مخفی-کاری به اکشن دردسرهای زیادی برای بازیکنان به وجود می آورد. مبارزه ها سخت تر می شوند، دشمنان بیشتر می شوند و قدرت آن ها افزایش پیدا می کند. پیشنهاد می کنم تا جایی که می شود، بازی را در قسمت های مخفی-کاری پیش ببرید تا روند آسان تری را پیش رو داشته باشید. تنوع سلاح ها بسیار خوب است.

چند سلاح جدید نیز طراحی شده که در طول بازی با آن ها مواجه خواهید شد، اما استفاده از هیچ یک از آن ها در بازی الزامی نیست و بازی شما را به استفاده از سلاحی مشخص وادار نمی کند. طراحی معماها در بازی همانند نسخه های قبلی است و بازیکنان می توانند با استفاده از راهنماهای دفترچه نیتن، آن ها را حل کنند. البته این راهنمایی ها بسیار کلی هستند و برای حل کردن آن باید به صحبت های شخصیت های بازی نیز توجه کنید. این صحبت ها نقش مهمی در حل معماها دارند و نباید از آن ها بی توجه عبور کنید. معماهای مختلفی در بازی طراحی شده که برخی از آن ها بسیار راحت حل می شوند و برای حل کردن گروهی دیگر از آن ها باید کمی به محیط بازی توجه کنید.

البته اگر زمان زیادی را برای حل کردن معماها صرف کنید، بازی به شما راهنمایی می کند و در برخی موارد اگر زمان زیادی بگذرد و شما همچنان موفق به حل آن ها نشوید، بازی به شما پیشنهاد حل کردن معماها را هم می دهد. البته باز هم پیشنهاد می کنم که معماها را خودتان حل کنید! بازی را می توانید به صورت Co-op و آنلاین و یا Split-Screen بازی کنید. مدهای مختلفی برای این قسمت در نظر گرفته شده که بازی کردن آن ها بسیار هیجان انگیز و جذاب است. همچنین در بخش چندنفره بازی با مدهای مختلف و امکانات بیشتری برای طراحی شخصیت خود مواجه خواهید شد. باید به این موضوع نیز اشاره کرد که در این قسمت ها می توانید از شخصیت های بازی استفاده کنید. کارگردانی بازی از جمله مواردی است که باعث شده گیم پلی بسیار هیجان انگیز باشد. حرکات دوربین و به نمایش درآوردن صحنه های سینمایی مختلف باعث شده که بازی بسیار نفس گیر دنبال شود. در سرتاسر بازی باید منتظر یک اتفاق جدید و غافلگیر کننده باشید. همین عوامل باعث شده که حتی بعد از به پایان رساندن بازی نیز دوست داشته باشید بلافاصله بازی را از ابتدا شروع کنید.

نتیجه گیری

Uncharted 3: Drake’s Deception یک شاهکار و بی نقص و عالی است که شما را به سرزمین های مختلفی می برد و مبارزه های هیجان انگیزی را به نمایش درمی آورد. اکیداً توصیه می کنم که به هیچ وجه این بازی را از دست ندهید و حتماً آن را تجربه کرده و جای خالیش را در آرشیو بازی هایتان پر کنید!


منبع




موضوعات مرتبط: نقد و معرفی بازی ها ,
برچسب‌ها: نقد , و , بررسی , بازی , Uncharted 3: Drake's Deception ,
آخرین مطالب